نشریه دالان

تازه‌ترین مقالات ما را در این بخش مطالعه کنید!

به خیابان می‌روی بی‌آنکه بدانی بازمی‌گردی یا خیر. به پنجره‌ها چسب می‌زنی‌ و
TFP در سطح جهانی، نمونه یک آموزش به‌شدت استاندارد و مرحله‌بندی‌شده است، اما
تصور کنید وارد سالن بزرگی می­‌شوید که پر از آینه‌های مختلف است؛ برخی‌شان
همان لحظه‌ای که پا از خانه بیرون گذاشتم، سوگ مهاجرت آغاز شد؛ سوگی

داستان دالان

در لغت‌نامه‌ دهخدا برای کلمه‌ی دالان نوشته شده:
محلی میان خانه و درِ کوچه، دهلیزی که میان دو در باشد


از محیط امن خانه پا به دالان می‌گذاری. تاریکی، اطرافت را احاطه کرده. اندکی نور به چشمانت می‌رسد. قدم برمی‌داری، به شک. شک به خودت، به مسیرت، حتی به نور.
پیش تر که می‌روی. روشنایی به صورتت می‌ریزد. گوشه‌ی چشمانت را تنگ می‌کنی و به مسیر ادامه می‌دهی. نور احاطه‌ات می کند اما هنوز به روشنایی عادت نداری. به عقب نگاه می‌کنی. مسیر تاریکی‌ که از آن گذشته‌ای. مسیری که تردید و ابهام لبریزت کرده بود. دستانت را به سمت نور می‌گیری. تنت شفاف است؛ شبیه شیشه. نور از تنت عبور می‌کند. شبیه به مسیری که از آن عبور کرده‌ای.

*

کوله پشتی
ورود

هنوز حساب کاربری ندارید؟

ایجاد حساب کاربری