couple therapy

چرا بعضی تلاش‌ها برای بهبود رابطه گاهی اوضاع را بدتر می‌کند؟ 

«هرچی بيشتر منتظرت مي‌شدم، تو عمدا دير می‌کردي. هر چي بيشتر منتظرت می‌شدم، بيشتر بهم کم‌محلی می‌کردی، تحقيرم می‌کردی ، لهم می‌کردی! برام روشن بود اگه هيچ وقت بهم نمی‌گه که داره بهم خيانت می‌کنه برای اينه که دائم داره اين کارو می‌کنه». 

نمایشنامه خرده جنایت‌های زناشویی، صفحه ۶۴، اثر اریک امانوئل اشمیت

بسیاری از زوج‌ها وقتی احساس می‌کنند میانشان فاصله افتاده، سعی می‌کنند کاری برای بهتر شدن رابطه انجام دهند. یکی بیشتر حرف می‌زند، توضیح می‌دهد، سؤال می‌پرسد و می‌خواهد مسئله را حل کند؛ دیگری اما ممکن است سکوت کند، از ادامه بحث فاصله بگیرد یا ترجیح دهد مدتی تنها بماند.

در نگاه اول، یکی انگار برای نزدیک شدن تلاش می‌کند و دیگری برای دور شدن. اما شاید هر دو در تلاش باشند رابطه را حفظ کنند؛ فقط شیوه‌ای که هر کدام برای این کار انتخاب می‌کنند، ناخواسته فاصله‌ی میانشان را بیشتر می‌کند. دقیقا همین‌جاست که پای چرخه‌ای به میان می‌آید که هر بار، عمل یکی را به عکس‌العمل دیگری گره می‌زند.

پس شاید سؤال اصلی این نباشد که «کدام‌یک از ما دارد اشتباه می‌کند»؛ بلکه این باشد که چه اتفاقی بین ما می‌افتد که حتی تلاش برای بهتر کردن رابطه، دوباره ما را به همان چرخه همیشگی برمی‌گرداند؟ چرا گاهی تلاش برای نزدیک‌تر شدن، دقیقاً همان فاصله‌ای را ایجاد می‌کند که از آن می‌ترسیم؟

دومینوی بی‌پایان رابطه

وقتی یک رابطه به بن‌بست می‌رسد، پیدا کردن مقصر معمولاً ساده‌تر از فهمیدن ماجرایی‌ست که بین دو نفر اتفاق می‌افتد.

سوزان جانسون (Susan Johnson)، روان‌شناس و از بنیان‌گذاران زوج‌درمانی هیجان‌مدار، برای توصیف این الگو از مفهوم چرخه منفی رابطه (Negative Interaction Cycle) استفاده می‌کند؛ الگویی که می‌تواند زوج‌ها را بارها و بارها به نقطه‌ای آشنا برگرداند.

برای مثال، فرض کنید یکی از زوج‌ها مدتی است احساس می‌کند شریک عاطفی‌اش دیگر مثل گذشته به او توجه نمی‌کند. ممکن است در واکنش، مدام به رفتارهای کوچک او حساس شود؛ دیر جواب دادن یک پیام، فراموش کردن یک قرار یا حتی لحن متفاوتش را نشانه‌ای از سرد شدن رابطه بداند. طرف مقابل اما ممکن است این حساسیت را به شکل بی‌اعتمادی و نارضایتی تجربه کند و کم‌کم از تعامل فاصله بگیرد.

حالا همین فاصله گرفتن، می‌تواند نفر اول را بیشتر بترساند. او احساس می‌کند نگرانی‌اش درست بوده و واقعاً دارد دیگری را از دست می‌دهد؛ پس حساس‌تر می‌شود و نشانه‌های بیشتری را زیر نظر می‌گیرد. طرف مقابل هم فشار و نارضایتی زیادتری احساس می‌کند و بیشتر عقب می‌رود.

به این ترتیب، آنچه در ابتدا شاید فقط یک اختلاف کوچک بوده، کم‌کم به الگویی تبدیل می‌شود که هر بار دوباره خودش را تکرار می‌کند. در درمان متمرکز بر هیجان (Emotionally Focused Therapy)، «پیگیری/انتقاد ـ عقب‌نشینی/اجتناب» یکی از شکل‌های رایج چرخه منفی رابطه است؛ چرخه‌ای که ممکن است هر یک از ما در مقطعی از رابطه عاطفی‌مان ناخواسته در آن گرفتار شویم.

دیدن این چرخه در یک جلسه واقعی، کمک می‌کند بهتر متوجه شویم که این رفت‌وبرگشت‌ها چطور شکل می‌گیرند و درمانگر در برابرشان چه می‌کند. در ویدیوی «زوج‌درمانی هیجان‌مدار» می‌توانید نمونه‌ای از همین فرایند را در اتاق درمان ببینید. 

احساسات گمشده

اما چرا کسی که از فاصله گرفتن شریکش می‌ترسد، به جای گفتن «می‌ترسم از دستت بدم»، شروع به انتقاد و سرزنش می‌کند؟ و چرا کسی که از فشار و شکست می‌ترسد، به جای گفتن «نمی‌دونم چطور با این موقعیت کنار بیام»، سکوت می‌کند و کنار می‌کشد؟

یکی از نکات مهم در فهم این چرخه‌ها این است که آنچه در سطح رابطه می‌بینیم، همیشه تمام ماجرا نیست. 

مثلاً تصور کنید یکی از زوج‌ها، چند روز است که از کم‌توجهی همسرش ناراحت است. وقتی همسرش سرانجام به خانه می‌آید، به جای اینکه بگوید «دلم برات تنگ شده. احساس کردم دیگه برات مهم نیستم»، شروع می‌کند به گلایه کردن «تو اصلاً به من اهمیت نمی‌دی. همیشه کار و دوستات برات مهم‌ترن». 

این گلایه شکلی از اعتراض دلبستگی (Attachment Protest) است؛ تلاشی برای اینکه فرد از اهمیت داشتن خود نزد دیگری و ماندن او در رابطه اطمینان پیدا کند.

حالا، طرف مقابل چه می‌شنود؟ احتمالاً نه ترس از تنها ماندن را، بلکه حمله و سرزنش را. پس ممکن است دفاع کند، سکوت کند یا از اتاق بیرون برود. حالا نفر اول دقیقاً همان چیزی را می‌بیند که از آن می‌ترسید: «دیدی؟ باز هم براش مهم نیست».

در واقع، هر کدام بخشی از تجربه دیگری را می‌بینند و بخش مهم‌تری را از دست می‌دهند.

در نگاه دلبستگی‌محور، بسیاری از این واکنش ها، می‌توانند تلاشی برای محافظت از خود یا حفظ پیوند عاطفی باشند. کنترل، انتقاد، سکوت یا عقب‌نشینی ممکن است راهبردهای محافظتی (Protective Strategies) فردی باشند که در مواجهه با ترس از طرد، رهاشدگی، بی‌ارزشی یا آسیب بیشتر به آن‌ها پناه می‌برد.  در درمان EFT، درمانگر و زوج تلاش می‌کنند تا همین لایه‌های پنهان آسیب‌پذیر را با یکدیگر کشف کنند.

بنابراین گاهی آنچه شبیه «زیادی چسبیدن» به نظر می‌رسد، در لایه عمیق‌تر می‌تواند تلاشی برای اطمینان یافتن از ماندن دیگری باشد؛ و آنچه شبیه «بی‌تفاوتی» به نظر می‌رسد، راهی برای فرار از احساس شکست، طرد یا درماندگی.

اینجاست که تفاوت این نگاه با تلاش‌های صرفاً رفتاری برای حل مسئله روشن‌تر می‌شود.

پشت صحنه دعواهای بی‌پایان

گاهی ممکن است زوجی بارها تصمیم گرفته باشند کمتر دعوا کنند، با احترام بیشتری حرف بزنند، بیشتر برای یکدیگر وقت بگذارند یا هنگام اختلاف سکوت نکنند؛ اما اگر چرخه‌ای که این رفتارها را به هم وصل می‌کند همچنان فعال باشد، این تصمیم‌ها به‌تنهایی چندان پایدار نمی‌مانند.

برای همین، در اتاق درمان لازم است از سطح رفتار، کمی پایین‌تر برویم. پس به جای اینکه فقط بپرسیم «چرا دوباره از او انتقاد کردی؟» ممکن است بپرسیم «وقتی دیدی او از تو فاصله گرفت، درونت چه اتفاقی افتاد؟» یا «وقتی شروع کرد به اعتراض، چه چیزی در تو فعال شد که باعث شد عقب بکشی؟».

این تغییر کوچک در نوع سؤال، مسیر گفت‌وگو را عوض می‌کند. ما دیگر فقط درباره رفتار دو نفر حرف نمی‌زنیم؛ بلکه به تجربه‌ای نزدیک می‌شویم که هر کدام از آن‌ها در آن لحظه داشته‌اند.

در زوج‌درمانی هیجان‌مدار، درمانگر به جای اینکه هر واکنش را جدا از دیگری ببیند، چرخه را دنبال می‌کند و به زوج‌ها کمک می‌کند بفهمند چگونه ناامنی‌های دلبستگی و هیجان‌هایشان در تعامل با یکدیگر فعال می‌شوند.

برای مثال، در یک جلسه ممکن است زنی که مدت‌ها از «سرد بودن» همسرش شکایت کرده، بالاخره به جای خشم بگوید: «وقتی حرف نمی‌زنی، حس می‌کنم اصلاً برات مهم نیستم».

اما همین‌جا ممکن است اتفاق مهم دیگری رخ دهد. همسری که تا آن لحظه فقط انتقادهای او را می‌شنیده، برای اولین بار با ترسِ پشت آن انتقاد روبه‌رو می‌شود. و شاید خودش هم بتواند به جای عقب‌نشینی بگوید: «وقتی حس می‌کنم هر کاری می‌کنم باز هم ناراضی هستی، فکر می‌کنم از پسش برنمیام و ترجیح می‌دم هیچی نگم».

در چنین لحظه‌ای، گفت‌وگو از «تو همیشه…» و «تو هیچ‌وقت…» فاصله می‌گیرد و به چیزی نزدیک‌تر می‌شود که هر دو نفر واقعاً تجربه می‌کنند.

couple therapy EFT

وقتی قصه به زوج‌های ایرانی می‌رسد

سال ۲۰۲۳ یک مرور نظام‌مند مبتنی بر رویکرد هیجان مدار در کشورمان درباره زوج‌های نابارور نشان داد این مداخله با بهبود سازگاری زناشویی، تعهد، کاهش تعارض و دل‌زدگی زناشویی همراه بوده‌ است. 

بنابراین این مفاهیم و الگوها صرفاً یک بحث نظری نیستند؛ این رویکرد در پژوهش‌های انجام‌شده روی زوج‌ها نیز نتایج قابل‌توجهی داشته است. اما برای درک بهتر آنچه گفته شد، لازم است به جای صحبت درباره آن، ببینیم یک درمانگر چگونه در لحظه با تجربه هیجانی مراجع سر‌و‌کار دارد. 

در ویدیوی «زوج‌درمانی هیجان‌مدار» می‌توانید کارکرد چرخه منفی را از نمای نزدیک‌تری در یک اتاق درمان واقعی مشاهده کنید. در این ویدیوی درمانی، اسکات وولی، از برجسته‌ترین درمانگران این رویکرد، نشان می‌دهد چطور می‌توان از لایه بیرونی گفت‌وگوها عبور کرد و به تجربه عمیق‌تر و زنده‌تر هیجان رسید؛ جایی که نقابِ دفاع‌ها و گلایه‌های سطحی کنار می‌رود و آنچه واقعاً میان دو نفر می‌گذرد، روشن می‌شود.

شما می‌توانید برای مشاهده کامل ویدیوی این اتاق درمان به بخش «روان‌درمانگری در عمل» سایت دالان مراجعه کنید.

 

منابع

Johnson, S. M., & Greenberg, L. S. (2021). Emotionally Focused Therapy for Couples: The Dynamics of Emotion, Love, and Power.

Shahrahmani, N., Mollazadeh, S., Taghipour, A., Mahmoudinia, M., & Roudsari, R. L. (2023). The Impact of Emotion-focused Counseling on Marital Issues of Infertile Couples: A Systematic Review.

Éric-Emmanuel Schmitt, Partners in crime, 2003

فهرست عناوین

کوله پشتی
ورود

هنوز حساب کاربری ندارید؟

ایجاد حساب کاربری