«وقتی خانههایمان را ترک کردیم، انگار روحمان را در پشتِ سر جا گذاشتیم. در طول مسیر، نوزادان در آغوش مادران یخ میزدند و مردان قوی از شدت گرسنگی و ناامیدی مانند برگهای پاییزی به زمین میافتادند. زمین زیر پای ما از اشک و خون خیس شده بود».
رد پای اشکها (Trail of Tears) نامیست که به یکی از تاریکترین و غمانگیزترین فجایع بشری در دهه ۱۸۳۰ میلادی نسبت میدهند. در آن سالها به دستور دولت آمریکا، ۱۶ هزار نفر از بومیان از شرق به غرب تبعید شدند. از بین آنها ۴ هزار نفر در مسیر، جان خودشان را از دست دادند.
زخمهایمان فراموش میشوند؟
«آن روز در میان آن گلولای خونین، یک رویای زیبا نیز دفن شد… رویای یک ملت».
ترومای تاریخی (Historical trauma) اصطلاحی است که معمولاً برای توصیف تجربه جمعی و بیننسلی از تروما به کار میرود که بر گروهی از مردم با یک ملیت، مذهب یا قومیت خاص تحمیل شده است. برای نمونه، همین روایت رد پای اشکها.
در آن سالها بومیان آمریکا با مسائلی مثل کوچ اجباری، از دست دادن سرزمینهای سنتی و منابع غذایی، بیماریهای عفونی و جداسازی اجباری فرزندان از والدینشان مواجه بودند؛ خشونتی که هنوز هم در لایههای پنهانتر جامعه، علیه آنها ادامه دارد.
مطالعاتی که به تازگی روی فرزندان بومیان آمریکایی انجام شده نشان میدهد 25 درصد ایشان در طول روز به از دست رفتن فرهنگ و هویت کهن خود میاندیشند. از این یافته میتوان به تلخی دریافت که زخمهای قدیمی نه تنها در گذشته دفن نمیشوند؛ بلکه به شکل ترومای تاریخی در تاروپود نسلهای بعدی جریان مییابند.
همچنین گزارههای پژوهشی نشان میدهند، فرزندان قربانیان نسلکشی، بیش از جمعیت عمومی علائمی مانند اضطراب، احساس فقدان، سوگ حلنشده و نشانههایی شبیه اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) را تجربه میکنند؛ حتی اگر هرگز در آنجا نبوده باشند.
خودکشی؛ اعتراضی به زخمهای تاریخی
«به ما بگویید کجا میتوانیم برویم و در امان باشیم؟ شما راه ما را سد کردهاید، خانههای ما را سوزاندهاید و به هر کجا که فرار میکنیم، سربازان شما در تعقیب ما هستند».
درد واقعی آنجاست که تروماهای تاریخی فقط به اضطراب، اندوه یا سوگ محدود نمیشود. پژوهشها نشان میدهند که پیامدهای ترومای تاریخی، گاه سالها و حتی نسلها بعد، میتواند خود را در قالب افکار خودکشی و رفتارهای خودآسیبرسان نشان دهد.
در پژوهشهای بیننسلی میخوانیم افرادی که با یادآوری تروماهای تاریخی دچار آشفتگی شدید و علائم بالینی میشوند، بیش از دیگران در معرض افکار و اقدام به خودکشی قرار دارند. برای نمونه، مطالعهای روی بازماندگان بومیان آمریکا نشان داده حدود ۲۰ درصد آنها در طول زندگی افکار خودکشی را تجربه کردهاند و ۱۴ درصد نیز دستکم یک بار اقدام به خودکشی داشتهاند.
وقتی این گزارشها را میبینیم، دشوار است تجربههای سالهای اخیر خودمان را به یاد نیاوریم. بسیاری از ما هنوز با داغ از دست دادن عزیزترینهایمان کنار نیامدهایم و همزمان، ناچاریم با اتفاقاتی مانند جنگ، موج جدید گرانی، قطعی اینترنت و یا بیکاری غیرمنتظره ادامه دهیم.
با این حال، تجربهی افکار خودآسیبرسان یا اقدام به خودکشی برای همه یکسان نیست. شدت سوگ، تجربههای آسیبزای پیشین، میزان حمایت اجتماعی، سابقه اختلالات روانشناختی و دسترسی به منابع حمایتی، از جمله عواملی هستند که میتوانند آسیبپذیری برخی افراد را افزایش دهند.
بنابراین میتوان اینطور دید که از دیدگاه ترومای بیننسلی، خودکشی همیشه نتیجه عوامل فردی نیست؛ بلکه میتواند واکنش به ساختاری باشد که امکان زیستن را از بین میبرد. اما چه کسانی در این روزها بیشتر در معرض خطرند؟ و از دست درمانگران چه کمکی ساخته است؟
چه کسانی در معرض خودکشی هستند؟
در سال ۲۰۲۳ تحقیقی نظاممند گزارش کرد بین اختلالات شخصیت، افرادی که در دستهبندی کلاستر B قرار میگیرند، بیشترین ارتباط را با خطر خودکشی و رفتارهای خودآسیبرسان نشان میدهند. برای نمونه، تقریبا ۷۵ درصد از مبتلایان به اختلال شخصیت مرزی، سابقه اقدام به خودکشی دارند.
این مسئله از این رو حائز اهمیت است که بحرانهای اجتماعی مثل قطعی اینترنت برای مراجع دارای شخصیت مرزی، صرفا یک چالش اجتماعی نیست؛ بلکه حکم طردشدنی عمیق و قطع ارتباط با ابژههای حمایتی است که ممکن است تکانشگری او را به اوج خود برساند. در چنین شرایطی، نیاز به ارزیابی دقیقتری از افکار خودکشی مراجع داریم.
چگونه خودکشی را ارزیابی کنیم؟
پس از تجربه سوگهای جمعی یا بحرانهای اجتماعی، ارزیابی خطر خودکشی نباید تنها به مراجعانی محدود شود که از قبل در گروه پرخطر قرار میگیرند. هر مراجعهکنندهای که با احساس درماندگی، ناامیدی، فقدان یا از دست دادن معنا وارد اتاق درمان میشود، نیاز دارد که درمانگر با دقت و صراحت درباره ایمنی او پرسوجو کند.
یکی از روشهای کارآمد در این زمینه، کمک گرفتن از مقیاس خلق (Mood Scale) است. مقیاسی که به درمانگر اجازه میدهد، بیپرده و سرراست از افکار خودکشیگرای مراجع بپرسد و به تصمیمگیری بهموقع در پیشگیری از خودکشی کمک میکند.
برای درمانگرانی که میخواهند با نحوه بهکارگیری عملی این مقیاس در جلسه درمان آشنا شوند، ویدیوی آموزشی «ارزیابی خطر خودکشی» میتواند شروع خوبی باشد. در این ویدیو، دکتر سامرز فلاناگان برای ارزیابی مراجع خودکشیگرای خود از مقیاس خلق استفاده کرده و به دنبال آن پاسخهای مراجع و تصمیمهای بالینی خود را شرح میدهد.
برای تماشای این ویدیو و همچنین دریافت اتاق درمان کامل آن، میتوانید به صفحه «رواندرمانگری در عمل» مراجعه کنید.
منابع
Perdue, T., & Green, M. D. (2005). The Cherokee Removal: A Brief History with Documents.

