ظرفیت درمانگر در نگه‌داشتن فضای درمان در زمانه ناامنی

گاهی سخت‌ترین بخش درمان، گوش دادن به چیزی است که خود درمانگر هم در حال زندگی کردن آن است.
در این لحظه، درمانگر نه بیرون از واقعیت ایستاده و نه می‌تواند خود را کاملاً جدا از آن تصور کند؛ او هم بخشی از همین تجربه مشترک است. با این تفاوت که باید در دل این بی‌اطمینانی، فضایی را حفظ کند که مراجع بتواند در آن مکث کند، فکر کند و تجربه‌اش را به زبان بیاورد. شاید ظرفیت درمانگر، بیش از هر زمان دیگری، دقیقاً در همین لحظه معنا پیدا کند.

اما چگونه می‌توان فضای درمان را حفظ کرد، وقتی درمانگر و مراجع هر دو در معرض یک ناامنی مشترک قرار دارند؟

در این مقاله، با مرور پژوهش‌های مربوط به درمانگری در میانه جنگ و بحران، تلاش می‌کنیم به این پرسش بیندیشیم.

ظرفیت درمانگر در نگه‌داشتن فضای درمان

منظور از «ظرفیت درمانگر» حفظ حضور ذهنی، تنظیم هیجان و نگه داشتن فضای درمان است؛ حتی وقتی خود درمانگر نیز در معرض همان واقعیت دشوار قرار دارد. البته این مفهوم به معنای مصون بودن درمانگر از آسیب‌پذیری یا همیشه آرام ماندن نیست. در ادبیات روان‌کاوی، این ایده با مفهوم «نگه‌دارندگی» (Containment) از ویلفرد بیون (Wilfred Bion) هم‌خوانی دارد؛ یعنی توانایی تحمل هیجان‌های خام و کمک به تبدیل آن‌ها به تجربه‌ای قابل فکر کردن.

وقتی زندگی به حالت عادی برنمی‌گردد

پژوهش‌های منتشرشده پس از جنگ اوکراین، یکی از روشن‌ترین منابع برای اندیشیدن به این وضعیت هستند. درمانگران اوکراینی، فقط درباره کار در زمان بمباران ننوشته‌اند؛ بلکه درباره ادامه درمان در شرایطی سخن گفته‌اند که تهدید فوری کاهش یافته، اما پیامدهای روانی، اجتماعی و اقتصادی همچنان باقی مانده است.

تجربه آن‌ها نشان می‌دهد پایان جنگ یا حتی برقراری آتش‌بس، الزاماً بار روانی درمان را سبک نمی‌کند. گاهی درست پس از فروکش کردن تهدید، سوگ‌های به تعویق افتاده، خاطرات سرکوب‌شده و فرسودگیِ ماه‌ها یا سال‌های گذشته مجال ظهور پیدا می‌کنند. برخی مراجعان تازه در این دوره می‌توانند درباره آنچه بر آن‌ها گذشته حرف بزنند و برخی درمانگران تازه متوجه میزان فشاری می‌شوند که تا آن زمان فقط آن را تحمل کرده بودند.

این تجربه، فقط به جنگ محدود نیست. در هر جامعه‌ای که بی‌اطمینانی، بحران اقتصادی یا ناامنی روانی برای مدتی طولانی ادامه پیدا کند، ممکن است درمانگر و مراجع هر دو با تجربه‌هایی روبه‌رو شوند که فرصت کافی برای پردازش آن‌ها نداشته‌اند. بنابراین، حفظ ظرفیت درمانگر مسئله‌ای مربوط به «حین بحران» نیست؛ بلکه بخشی از مراقبت حرفه‌ای در دوره پس از بحران نیز هست.

holding-the-therapeutic-space-the-therapists-capacity-in-times-of-uncertainty

بحران چه چیزی را از درمانگر می‌گیرد؟

ماریانا ولیکودنا (Mariana Velykodna) در مقاله «تجربه یک روان‌کاو در زمان جنگ؛ انتخاب میان گزینه‌های بد» توضیح می‌دهد که بحران، درمانگر را کمتر در برابر انتخاب‌های «درست یا غلط» قرار می‌دهد و بیشتر او را ناچار می‌کند میان چند گزینه دشوار تصمیم بگیرد:

آیا جلسه را ادامه دهد یا به دلیل شرایط بیرونی متوقف کند؟ درمان حضوری را حفظ کند یا به درمان آنلاین روی بیاورد؟ وقتی مراجع توان پرداخت هزینه جلسات را ندارد یا خود درمانگر با ناامنی شغلی روبه‌روست، چارچوب درمان را تغییر دهد؟ اگر خود درمانگر احساس خستگی و فرسودگی می‌کند، پرونده جدید بپذیرد یا نه؟

در چنین موقعیت‌هایی، کوتاه‌تر شدن جلسات، تغییر موقت در شیوه درمان یا پرداختن به نیازهای فوری زندگی مراجع، لزوماً به معنای فاصله گرفتن از درمان نیست؛ بلکه گاهی تنها راه حفظ امکان درمان است.

ولیکودنا به نکته مهم دیگری نیز اشاره می‌کند: در شرایطی که واقعیت بیرونی بسیار سنگین است، ظرفیت ذهن برای نمادپردازی و تداعی آزاد کاهش می‌یابد. در این وضعیت، گاهی «حاضر بودن» و حفظ رابطه درمانی، پیش از هر تفسیر پیچیده، خود یک مداخله درمانی است.

او همچنین یادآوری می‌کند که در بحران‌های مشترک، درمانگر باید با احتیاط بیشتری درباره انتقال و انتقال متقابل فکر کند؛ زیرا همه هیجان‌هایی که در اتاق درمان ظاهر می‌شوند، الزاماً محصول رابطه درمانی نیستند. بخشی از اضطراب، درماندگی یا خشم، بازتاب واقعیت مشترکی است که هر دو نفر در آن زندگی می‌کنند.

پدیده ترس از همدلی

در شرایط عادی، بسیاری از رویکردهای درمانی بر حفظ فاصله حرفه‌ای و خودافشایی محدود تأکید می‌کنند. اما زمانی که درمانگر و مراجع هر دو در معرض یک تهدید مشترک هستند، این پرسش پیش می‌آید که بی‌طرفی درمانگر چه معنایی پیدا می‌کند؟

گزارش کنفرانس «چالش‌های اخلاقی در روان‌کاوی میانه جنگ» نشان می‌دهد مسئله، کنار گذاشتن بی‌طرفی نیست؛ بلکه بازاندیشی در معنای آن است. درمانگر قرار نیست وانمود کند که بحران وجود ندارد، بلکه باید بتواند بدون غرق شدن در آن، فضایی فراهم کند که تجربه‌ی مراجع، قابل فکر کردن و قابل تحمل شود.

در همین راستا ولیکودنا از مفهومی صحبت می‌کند که آن را ترس از همدلی می‌نامد؛ وضعیتی که در آن درمانگر، از بیم از دست دادن چارچوب حرفه‌ای، ناخواسته از تجربه هیجانی مراجع فاصله می‌گیرد. در مقابل، او پیشنهاد می‌کند همدلی و تفکر بالینی نه در برابر یکدیگر، بلکه در کنار هم قرار گیرند.

holding-the-therapeutic-space-the-therapists-capacity-in-times-of-uncertainty

گروه‌های هم‌اندیشی درمانگران

بسیاری از درمانگران اوکراینی از اضطراب مداوم، خستگی هیجانی، سوگ، احساس درماندگی و استرس تروماتیک ثانویه سخن گفته‌اند؛ وضعیتی که در آن، شنیدن مکرر روایت‌های آسیب، همراه با تجربه مستقیم بحران، ظرفیت هیجانی درمانگر را تحت فشار قرار می‌دهد. این گزاره‌ها ما را به این فکر می‌اندازد که چگونه در برابر صدمه‌های روانی کار درمانی در امان بمانیم؟

بررسی تجربه اوکراین نشان می‌دهد که پاسخ فقط در مهارت‌های فردی درمانگر نیست. درمانگرانی که توانستند کیفیت کار خود را بهتر حفظ کنند، معمولاً از نوعی شبکه حمایت حرفه‌ای برخوردار بودند؛ از جمله، سوپرویژن‌های منظم، گروه‌های هم‌اندیشی درمانگران (Intervision)، آموزش‌های مبتنی بر تروما و برنامه‌های حمایتی مانند European Room for Listening و ESTSS4Ukraine که پس از جنگ با حمایت انجمن‌های اروپایی برای حفظ سلامت روان متخصصان شکل گرفتند.

شاید همه درمانگران ایرانی به چنین شبکه‌های رسمی و بین‌المللی دسترسی نداشته باشند، اما اصل ماجرا همچنان قابل اعتناست: درمانگری که همیشه فقط شنونده باشد، دیر یا زود ظرفیت شنیدن را از دست می‌دهد.

از همین رو، حتی یک گروه کوچک از همکاران که به‌صورت منظم درباره تجربه‌های حرفه‌ای، فشارهای هیجانی و دشواری‌های کار گفتگو کنند، می‌تواند بخشی از این خلأ را جبران کند. اختصاص زمانی مشخص برای سوپرویژن، استفاده از مشاوره‌ی همتایان، محدود کردن تعداد مراجعان در دوره‌های بحران، بازنگری واقع‌بینانه در ظرفیت پذیرش پرونده‌های سنگین و توجهِ آگاهانه به نیازهای جسمی و روانی خود درمانگر، نه نشانه ضعف، بلکه بخشی از مسئولیت حرفه‌ای اوست.

در رویکردهای مبتنی بر تروما نیز بارها بر این نکته تأکید شده که تنظیم هیجانی درمانگر، پیش‌نیاز تنظیم هیجانی مراجع است. درمانگری که فرصت کافی برای استراحت، پردازش تجربه‌های خود یا دریافت حمایت ندارد، دیرتر متوجه فرسودگی می‌شود و ممکن است ناخواسته بخشی از ظرفیت حضور درمانی خود را از دست بدهد.

آسیب‌پذیری؛ بخشی از تجربه درمانگری

نگه داشتن فضای درمان در زمانه ناامنی به معنای ساختن یک پناهگاه جدا از واقعیت نیست. درمانگر نمی‌تواند جهان بیرون را متوقف کند و قرار نیست خود را از تجربه مشترک انسانی جدا نگه دارد. آنچه او می‌تواند انجام دهد، حفظ ظرفی است که در آن اضطراب، فقدان و بی‌اطمینانی، پیش از آنکه به فروپاشی تبدیل شوند، امکان پیدا کنند که تجربه و فکر شوند.

 

منابع

Velykodna, M. (2023). A psychoanalyst’s experience of working in wartime: On choosing between bad options.

Velykodna, M., Nalyvaiko, N., Pavlovska, O., Arshevska-Guérin, O., & Butsykin, Y. (2024). Ethical challenges in psychoanalytic practice in wartime: Conference report, Kyiv, Ukraine, 2023.

فهرست عناوین

کوله پشتی
ورود

هنوز حساب کاربری ندارید؟

ایجاد حساب کاربری