نامهی زیر توسط اتو کرنبرگ نوشته شده و سال ۲۰۲۱ در یکی از فصلهای کتاب «کاندیداهای عزیز» اثر فرد بوش منتشر شده است.
اٌتو. اف. کرنبرگ
نیویورک، ایالات متحده آمریکا
کاندیداهای عزیز،
به باور من، نظریه روانکاوی عمیقترین و جامعترین تئوری دربارهی کنشوریها، ساختار، تحول و آسیبشناسی روان انسان است. همچنین مجموعهای از رواندرمانیهای مبتنی بر روانکاوی (psychoanalytically based psychotherapies) را ارائه میکند؛ از درمان استاندارد کلاسیک روانکاوانه گرفته تا چندین رویکرد مشتقشده و بهطور تجربی اعتبارسنجیشده. افزون بر این، روانکاوی ابزاری یگانه برای پژوهش دربارهی روان به شمار میآید.
چطور میتوانید آموزش خوبی دریافت کنید؟
در حالت ایدهآل، مؤسسه روانکاویای را انتخاب کنید که بیش از حد کوچک نباشد؛ چند صاحبنظر برجسته و بهطور عمومی شناختهشده در حوزه خود داشته باشد؛ مدرسهایی توانمند، پژوهشگران و متخصصانی که اعتبارشان فراتر از مرزهای همان مؤسسه است و در تعهد به آموزش روانکاوی دستودلباز باشند.
اگر مؤسسه آموزش روانکاوی بخشی از یک دپارتمان دانشگاهیِ روانپزشکی، روانشناسی بالینی یا مددکاری اجتماعی باشد یا با آنها ارتباط نزدیکی داشته باشد، بسیار کمککننده است. اگر روانپزشک نیستید، قطعاً باید یک دوره بالینی در بخش روانپزشکی بگذرانید تا با آسیبشناسی طیف کامل اختلالات روانپزشکی، تشخیص افتراقی، درمان، و شناخت کلیِ رابطهی بیماریهای روانپزشکی با پزشکی آشنا شوید.
اگر مؤسسهای که درنظر گرفتید امکان انتخاب آزادانهی تحلیلگری که قرار است به شما آموزش دهد را داده باشد و شما نیز اطلاعات لازم برای انتخاب فرد مناسب را داشته باشید، بسیار بهتر است. اگر چنین اطلاعات یا امکانی در دسترس نیست؛ شهرت و اعتبار موسسه اهمیت بیشتری پیدا میکند. نهادی جدی، سازمانیافته و کارآمد در آموزش؛ حتی اگر همراه با هالهای از سختگیری و محافظهکاری باشد.
درمان شخصی شما، حتی با وجود یک تحلیلگر توانا، هوشیار، حساس، آگاه و گشوده، عمدتاً به خودتان بستگی دارد. کنجکاوی نسبت به ناشناختههای درون خود و آمادگی برای مواجهه با پیشامدهای غیرمنتظره، شما را راهنمایی میکند.
البته در جریان تحلیل شخصی خود، «چگونگی انجام روانکاوی» را یاد نخواهید گرفت. برخلاف انتظار اولیه شما برای آموختنِ تکنیک از روانتحلیلگرتان، درمییابید که روانکاوی را در درجه اول از مدرسان سمینارها و مهمتر از همه از سوپروایزر خود میآموزید.
ممکن است سوپروایزرها از قبل برای شما انتخاب شوند، اما تا حد ممکن در این انتخابها موثر باشید. بهترینهایی را که در مؤسسهتان وجود دارند انتخاب کنید و در جستوجوی سوپروایزرهای صاحبنام؛ حتی بیرون از مرزهای مؤسسه خودتان، خجالتزده نشوید. اگر واقعاً میخواهید صاحب تخصص شوید، ناچارید پس از فراغت از تحصیل نیز سوپرویژن شخصی را ادامه دهید.
بهتازگی بر این نکته تأکید کردم که باید افقهای فردی خود را فراتر از برنامه آموزشیِ رسمی گسترش دهید. اقدامات کلیدی که باید به صورت مستقل انجام دهید عبارتاند از:
- براساس تمام دانشی که از جلسات سوپرویژن و آموزشهای نظری دریافت کردهاید، نظریه یکپارچه خودتان را درباره تکنیکهای درمانی ایجاد کنید. این رشته پیچیده است و به مکاتب فکری که رقیب هم هستند تقسیم شده است؛ همچنین هیچ «کتاب مرجع» واقعاً منسجم و یکپارچهای برای تکنیکهای درمانی (به هیچ زبانی) در دسترس نیست.
- برای مدتی دانشجوی میهمانِ مؤسسهای شوید که جهتگیری نظری و فنیِ آن بهطور واضح با مؤسسه خودتان متفاوت است. این کار را باید خودتان برنامهریزی کنید، بیآنکه در مؤسسهتان دچار دردسر شوید.
- تا حد امکان زیاد بخوانید، اما به شکل گزینشی. قبل از خرید هر کتاب، صرفنظر از اینکه چهکسی آن را توصیه کرده، آن را با دقت بررسی کنید. متوجه خواهید شد که چه مقدار مطالب تکراری بیفایده و آثاری که از نظر محتوایی تهیاند به بازار عرضه میشوند. متون شاخص مربوط به رویکرد خود و نیز رویکردهای روانکاوانه رقیب را مطالعه کنید. یک مجموعه راهنمای کلی و بسیار سودمند، منابع کلاسیک روانکاوی هستند.
منابع پیشنهادی از سوی اٌتو. اف. کرنبرگ
من به این منابع اشاره میکنم:
- لاپلانش و پونتالیس (Laplanche and Pontalis): نمایانگر دیدگاههای فروید و برداشت کلاسیکِ فرانسوی از روانکاوی.
- آوشینکلوس و سامبرگ (Auchincloss and Samberg): با رویکردی آمریکایی با خاستگاه روانشناسی مبتنی بر ایگو، اما با نگاهی بسیار گشوده و جامع.
- سلمان اختر (Salman Akhtar): با رویکردی فردی و انتقادی.
- اسپیلیوس و همکاران (Spillius et al): با بیانی روشن و فراگیر از سنت کلاینی.
منابع متعدد دیگری هم وجود دارند، اما ترکیب این چهار مورد باید به شفافسازی حوزههای متفاوت و چالشبرانگیز کمک کند.
اگر هنوز از توصیههایم دلسرد نشدهاید، به شما توصیه میکنم که از حوزههای همراستا با روانکاوی نیز آگاهی عمیقی پیدا کنید:
- عصبزیستشناسی (neurobiology) و نسبت میان ساختارهای نوروبیولوژیک و ساختارهای درونروانی: فروید اساساً به این بُعد علاقهمند بود و قطعاً اگر امروز زنده بود، تاکنون نظریههای خود را به شکلی چشمگیر تعدیل و ویرایش کرده بود.
- حوزه روانشناسی اجتماعی: روانشناسی و آسیبشناسی روانیِ زوجها، خانواده و گروههای اجتماعی؛ همچنین کاربرد روانکاوی در این قلمروها و بهرهگیری از آنها.
- رابطه روانکاوی با علوم انسانی شامل فلسفه، هنر و نظایر آن.
افزون بر تمام این موارد، آموختههای شما باید شامل رواندرمانیهای روانکاوانه تخصصی، موارد کاربرد، منبع کاربرد و تکنیکهای آنها نیز باشد! در همین نقطه است که نقص عمده بسیاری از موسسههای روانکاوی آشکار میشود: محدودیتهای خودخواستهای که صرفاً به روانکاوی کلاسیک بسنده میکنند؛ بیتوجهی به سایر رواندرمانیهای روانکاوانه (Psychoanalytic Psychotherapies) و همچنین بیتوجهی آنها، اگر نگوییم بیاعتمادی و طرد مستقیم، به تحقیق و پژوهش در حوزه روانکاوی.
موارد فوق مسائل عمدهای هستند که روانکاوی در دنیای امروز با آن مواجه است و موسسهها تنها بهتازگی شروع به رسیدگی به آنها کردهاند. شما باید پیشگام و جلوتر از این جریان باشید! عملکرد حرفهای شما باید منعکسکننده علاقه به طیف گستردهای از بیماران باشد: درمانهای کودک و نوجوان، اختلالات شدید شخصیت و یا حتی رویکرد تحلیلیِ معاصر نسبت به روانپریشی.
در نهایت، نکتهای در مورد زندگی شخصیتان: رواندرمانی از آنجایی آغاز میشود که عقل سلیم به پایان برسد. غنای تجربههای شخصی شما در حوزههای عشق و روابط جنسی، کار و حرفه، دوستی و تعاملات اجتماعی، گشایش و پذیرش وسیعتری نسبت به تجربیات و تعارضات بیمارانتان به شما خواهد بخشید.
موفق باشید!
منبع:

